داستان هایی از فضایل امام علی(ع)

13رجب سالروز ولادت بزرگ مرد تاریخ، امام علی(ع) است
امام علی ع

13رجب سالروز ولادت بزرگ مرد تاریخ، امام علی(ع) است. مردی که نه تنها شیعیان و حتی مسلمانان جهان بلکه الگوی بسیاری از آزاد اندیشان جهان است. علی بن ابیطالب(ع) الگویی به تمام معنا و کامل برای هر انسانی است که در پی حقیقت و انسانیت است.

احادیث و روایات بسیاری برای اثبات فضیلت و برتری امام علی(ع) وجود دارد اما در این نوشتار ترجیح می دهیم به پرده های از تاریخ بپردازیم که در عین مستند بودن، روایتگر فضایل انسانی و اخلاقی این شخصیت نمونه باشد.

1-داستان ازدواج امام علی(ع) با حضرت زهرا(س):  از فضایلی که مختص به امام علی(ع) می باشد می توان به ازدواج با دختر پیامبر اشاره نمود که به‌دستور پروردگار انجام شد.

اما اصل داستان چه بود: هنگامی که حضرت علی (ع) به خواستگاری حضرت فاطمه (س) رفت، پیامبر(ص) در خانه ی ام سلمه بود. حضرت علی (ع) در زد. ام سلمه پرسید: کیست؟ قبل از پاسخ خواستگار، پیامبر دستور داد: "در را باز کن و بگو داخل شود. کسی پشت در است که محبوب خدا و رسول است». حضرت علی(ع)، پس از سلام وارد شد و نشست. چشمان خود را بر زمین دوخت. شرم از پیامبر (ص) مانع گفتن خواسته اش می شد. پیامبر(ص) که خود حضرت علی (ع) را بزرگ کرده و از روحیات او باخبر است، سکوت را شکست و فرمود:«می بینم برای حاجتی اینجا آمده ای. خواسته ات را بر زبان آور و آنچه در دل داری بازگو که خواسته ات پیش من پذیرفته است".

حضرت علی (ع) با سخنانی از روی شرم خواسته اش را چنین بازگو کرد:«پدر و مادرم فدای شما، وقتی خردسال بودم مرا از عمویتان ابوطالب و فاطمه بنت اسد گرفتید. با غذای خود و به اخلاق و منش خود بزرگم کردید. نیکی و دل سوزی شما درباره من از پدر و مادرم بیشتر و بهتر بود. تربیت و هدایتم به دست شما بوده و شما ای رسول خدا به خدا سوگند ذخیره دنیا و آخرتم می باشید. ای رسول خدا اکنون که بزرگ شده ام، دوست دارم خانه و همسری داشته باشم تا در سایه انس با او، آرامش یابم. آمده ام تا دخترتان فاطمه را از شما خواستگاری کنم. آیا مرا می پذیرید؟» چهره پیامبر چون گل شکفته شد. گویا انتظار این لحظه را می کشید. خوشحال شد، ولی جواب قطعی را برعهده حضرت فاطمه (س) گذاشت.

به دستور پیامبر(ص)، علی(ع) به سوی مسجد رفت تا پیامبر(ص) نیز در پی او بیاید. در بین راه، ابوبکر و عمر را دید و داستان خود را برای آنان بازگو کرد. آن گاه به مسجد رفت. هم چنین پیامبر(صلی الله علیه و آله) به بلال دستور داد که مهاجر و انصار را در مسجد گردآورد. پس از مدتی کوتاه، همگی در مسجد بودند، پیامبر(صلی الله علیه و آله) بر منبر بالا رفت و پس از ستایش خداوند فرمود:ای مردم! بزرگان قریش، فاطمه را از من خواستگاری کردند و من در پاسخ گفتم که به خدا سوگند! من شما را رد نکردم، بلکه خداوند شما را رد کرده است. در همین حال، جبرئیل بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شد و گفت:خداوند فرموده است که اگر علی را برای فاطمه نیافریده بودم از آدم ابوالبشر تا روز قیامت، شوهر و همسری هم تراز فاطمه پیدا نمیشد.

 پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز پیام جبرئیل را ابلاغ کرد و فرمود:

ای مردم! جبرئیل بر من نازل شد و مرا آگاهی داد که خداوند جلیل، علی و فاطمه را در آسمانها به نکاح هم درآورده است و از فرشتگان گواه گرفت و فرمان داد تا من نیز در روی زمین، فاطمه را به نکاح علی درآورم و شما را گواه بگیرم. پس فاطمه را به ازدواج علی درآوردم. ای علی! راضی شدی؟
علی ایستاد و با چهرهای شاداب فرمود: خدا را بر نعمتهای او سپاسگزارم و گواهی میدهم که جز او، خدایی نیست. درود بر محمد(صلی الله علیه و آله)؛ درودی که مقام و درجهاش را بالا برد. ای مردم! خداوند، ازدواج را برای ما پسندیده دانسته و بدان دستور داده است. خدا، ازدواج من و فاطمه را مقدر ساخته و بدان حکم کرده است. ای مردم! رسول خدا، فاطمه را به عقد من درآورده و زرهایم را بابت مهر پذیرفت. از آن حضرت بپرسید و گواه باشید.پس از این که پیامبر(صلی الله علیه و آله) به پرسش حاضران، پاسخ مثبت داد، فرمود:بارک الله لهما و علیهما و جمع شملهما؛ خداوند برای شما مبارک گرداند و اجتماعتان را پاینده بدارد.

2-داستان ولادت در کعبه: مولود کعبه به‌معنای زاده‌شده در کعبه، به ماجرای تولد امام علی(ع) در خانه خدا اشاره دارد که آن هم از فضایل اختصاصی ایشان به‌شمار می‌رود.

مادر حضرت علی (ع) فاطمه، دختر اسد فرزند هاشم است که جزء نخستین زنانی است که به حضرت محمد(ص) ایمان آورد و حتی پیش از بعثت هم از آیین ابراهیم یکتاپرستی پیروی می‌کرد. فاطمه همان زنی بود که بسیار مورد احترام پیامبر اکرم (ص) بود و پدر حضرت هم عمران معروف به ابوطالب، از حامیان رسول خدا (ص) بود.

حاکم نیشابوری می‌گوید: «ولادت علی در داخل کعبه به طور تواتر به ما رسیده است.» (۲)، یا تاکنون کسی به این فضیلت دست نیافته است.»

سعید بن جبیر از یزید بن قعنب نقل کرده که من با عباس بن عبدالمطلب و گروهی از فرزندان عبدالعزّی در مقابل کعبه نشسته بودیم که ناگهان فاطمه دختر اسد مادر امیرالمؤمنین (ع) که 9 ماهه باردار بود و درد زایمان طاقت او را گرفته بود، ظاهر شد، پس فاطمه گفت: پروردگارا! به تو و پیامبران و کتاب‌هایی که از طرف تو نازل شده اند، ایمان دارم و سخن جدّم ابراهیم خلیل را تصدیق می‌کنم؛ او که این خانه عتیق را بنا کرد. پس به حق آن کسی که این خانه را ساخت، و به حق کودکی که در رحم دارم، ولادت این کودک را بر من آسان فرما!»

یزید بن قعنب در ادامه نقل می‌کند: ما دیدیم که خانه خدا از پشت شکافته شد (محل مستجار) و فاطمه داخل خانه شد و ما دیگر او را ندیدیم، و دیوار دوباره به حال اوّل برگشت، به ذهن ما رسید که قفل در خانه خدا را باز کنیم، ولی باز نشد، «فَعَلِمْنا اَنَّ ذلِکَ اَمْرٌ مِنَ اَمْرِ اللّه ِ. عَزّوجَلّ؛ (۶) پس دانستیم که این مسئله کاری است از طرف خدای عزیز و جلیل

چند روز این مادر و کودک در درون خانه خدا می‌مانند. راستی در این چند روز مادر چه خورده و چه نوشیده؟ و دیگر نیاز‌های خویش را چگونه برآورده نموده است؟...

اگر کمترین دقت و تأمّلی در این مسائل انجام گیرد، بی گمان به فضیلت والای این نوزاد و مادر می‌توان پی برد که چگونه معجزات متعددی به احترام آن دو انجام می‌گیرد؛ شکافته شدن دیوار خانه خدا و به هم آمدن آن، ماندن چهار روز در درون خانه، پاک بودن نوزاد از آلودگی زایمان وگرنه در درون خانه خدا راه نمی‌یافت، استفاده از غذای بهشتی و...! خوب است در ادامه گزارش را از زبان فاطمه بنت اسد بشنویم:

وقتی از خانه بیرون آمد، گفت: به راستی من بر زن‌های پیش از خود برتری یافتم؛ زیرا آسیه دختر مزاحم (همسر فرعون) خدا را پنهانی در جایی عبادت کرد که دوست نمی‌داشت در آن مکان (یعنی کاخ فرعون) خدا را عبادت کند، مگر در حال ناچاری؛ و به راستی مریم دختر عمران درخت خشک خرما را با دستش تکان داد تا رطب تازه‌ای از آن بخورد، ولی من داخل خانه خدا شدم و از میوه‌های بهشتی آن استفاده بردم.

3-امیرالمومنین بودن امام علی(ع): به‌معنای امیر، فرمانده و رهبر مسلمانان، لقبی است که به‌اعتقاد شیعیان به حضرت علی(ع) اختصاص دارد. به‌باور شیعیان، این لقب نخستین بار در زمان پیامبر اسلام برای علی بن ابی‌طالب به‌کار رفته است سید بن طاووس، محدث بزرگ قرن هفتم، در کتاب الیقین باختصاص مولانا علی بإمرة المؤمنین، با اتکا به ۲۲۰ حدیث از منابع اهل‌سنت، لقب امیرالمؤمنین را مختص امام علی(ع) دانسته است.

خود رسول خدا(ص) این لقب را به امام علی(ع) داد و اوّلین کسانی که موظّف شدند، علی(ع) را با این لقب خطاب کنند، ابوبکر و عمر بودند. عبدالله بن عبّاس می‌گوید: روزی با رسول خدا(ص) در یکی از کوچه‌های مدینه می‌رفتیم که علیّ بن ابی طالب از راه رسید و به رسول خدا(ص) این گونه سلام کرد: السّلام علیک یا رسول الله و رحمه الله و برکاته؛ (سلام بر تو ای رسول خدا و رحمت و برکات خدا بر تو باد.)

پیامبر نیز در پاسخ فرمود: «و علیک السّلام یا امیرالمؤمنین؛ (و بر تو سلام باد! ای امیرالمومنین.)

از لقبی که رسول خدا(ص) به علیّ بن ابی طالب داد، تعجّب کردم و به پیامبر گفتم: ای رسول خدا، آنچه درباره پسرعمویم، علی گفتی از روی محبّت و دوستی شخصی با او بود یا لقبی از ناحیه خداوند بود؟ رسول خدا فرمود:« نه، به خدا سوگند، آنچه درباره علی گفتم، با چشم خودم دیده‌ام.» پرسیدم: ای رسول خدا چه دیدید؟ پیامبر(ص) فرمود:« در شب معراج به هر دری از درهای بهشت نظر می‌کردم، روی آن نوشته شده بود: علیّ بن ابی طالب از هفتاد هزار سال پیش از خلقت آدم امیرالمؤمنین بوده است.»

4-سد الابواب: به‌معنای مسدودکردن درها، به واقعه‌ای اشاره دارد که طی آن، پیامبر اسلام به ‌فرمان خدا دستور داد جز درِ خانه امام علی(ع)، درِ همه خانه‌هایی که به مسجد النبی باز می‌شدند، مسدود گردد.

علامه مجلسی در جلاء العیون به واسطه شیخ طوسی این جریان را این گونه نقل می کند که امام حسن (علیه السلام) در رابطه با این جریان و باب فضیلت خاندان پیامبر این آیه را قرائت کردند:

«إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» (33 احزاب)

چون آيه تطهير نازل شد، حضرت جمع كرد من را، برادرم، مادرم و پدرم را و در خانه امّ سلمه بود، ما چهار نفر را در زير عبا داخل كرد گفت: خداوندا اينها اهل بيت من هستند، اينها اهل عترت من هستند، پس برطرف كن از ايشان رجس را و پاك گردان ايشان را پاك گردانيدنى.

بعد از نزول اين آيه تا وقت وفات آن حضرت، هر روز در وقت صبح حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به در خانه ما مى‏آمد و مى‏گفت: الصّلاة يرحمكم اللّه، اين آيه را مى‏خواند و مى‏رفت، و امر كرد آن حضرت كه درهائى كه مردم به سوى مسجد گشوده‏اند ببندند به غير از در خانه علی. هنگامی که اصحاب اعتراض کردند پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمودند:

إِنِّي وَ اللَّهِ مَا سَدَدْتُ شَيْئاً وَ لَا فَتَحْتُهُ وَ لَكِنِّي أُمِرْتُ بِشَيْ‏ءٍ فَاتَّبَعْتُهُ. (روضة الواعظين و بصيرة المتعظين (ط - القديمة)، ج‏1، ص 118/مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏2، ص 191)

چون در اين باب با آن حضرت سخن گفتند، فرمود: من از پيش خود در شما را نبسته‏ام و در على را نگشوده‏ام وليكن من متابعت مى‏كنم آنچه را خدا به من وحى كرده است، خدا مرا امر كرده است كه آن درها را ببندم و در او را بگشايم.

5-برادری با پیامبر(ص): پیامبر(ص) پیش از هجرت به مدینه، میان یاران مهاجر خود عقد اخوات برقرار نمود. همچنین در مدینه میان مهاجران و انصار عقد اخوت بست و هر دو بار میان خودش و امام علی(ع) عقد اخوت برقرار کرد و علی را برادر خود خواند

عبدالله بن عمر می‌گوید: رسول خدا(ص) بین اصحاب خود عقد اخوّت‏ بسته و هر یک را با دیگرى برادر قرار داد، علىّ بن ابی‌طالب( علیه السلام ) آمد در حالى که از چشمانش اشک می‌ریخت گفت: اى پیامبر خدا! میان اصحابت پیمان برادری‏ بستى ولی برادری برای من مشخص نکردی! رسول خدا( صلی الله علیه وآله و سلم ) فرمود: "اى على! تو در دنیا و آخرت برادرم هستی"

6-اولین شخصی که اسلام آورد: براساس اعتقاد شیعه و برخی از دانشمندان اهل سنت، امام علی(ع)، اولین مردی است که به پیامبر(ص) ایمان آورد.

مشهور بین مردم آن است که علی بن ابیطالب علیه السلام هرگز به خدا شرک نورزیده است تا اینکه ایمان خود را جدیداً از سرگرفته باشد بلکه او تابع و اقتدا کننده به رسول خدا صلی الله علیه و آله در تمام اعمال و افعال خود بود او در این مرحله به حدی رسید که خداوند متعال او را یاری و توفیق داد تا به مقام عصمت نائل آمد

پس علی بن ابیطالب علیه السلام نخستین فردی است که اسلام آورده است و او همان گوینده ای است که می گوید: «من بنده ی خدا و برادر پیامبراو هستم و من صدیق اکبرم هیچ کس این کلمه را نمی گوید جز آنکه دروغگو و افتراگر باشد من با پیامبر خداصلی الله علیه و آله هفت سال جلوتر از مردم نماز گزاردم. »

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: «نخستین وارد شونده به من در حوض کوثر و نخستین فرد اسلام آورنده علی بن ابیطالب (ع) می باشد.»

 7-ابلاغ آیات برائت: به‌گزارش تفسیر نمونه تقریباً تمام مفسران و مورخان اتفاق‌نظر دارند که هنگامی که سوره توبه یا آیات نخستین آن نازل شد و پیمان‌هایی را که مشرکان با حضرت محمد(ص) داشتند، لغو کرد، پیامبر(ص) ابتدا ابلاغ این فرمان را برعهده ابوبکر گذاشت تا هنگام حج و در مکه برای عموم مردم بخواند؛ اما سپس آن را از او گرفت و به علی(ع) داد و حضرت در مراسم حج به مردم ابلاغ نمود. این مسئله در روایات اهل سنت نیز آمده است.

8-صدقه دادن در رکوع: این بخشش، ماجرایی است که در آن امام علی(ع) در رکوع نمازش، انگشتر خود را به فقیر بخشید. این واقعه در کتب روایی شیعه و سنی به کرات نقل شده است.

راوی گوید: روزي همراه با پيامبر اسلام (صلي‌الله‌عليه‌وآله) در مسجد النبي نماز ظهر مي‌خوانديم. پس از اتمام نماز نيازمندي تقاضاي كمك كرد. كسي به او چيزي نداد. سائل دست خود را بلند كرد و گفت: «خدايا تو شاهد باش كه من در مسجد رسول تو درخواست كمك كردم و كسي چيزي به من نداد» در همين حال علي (عليه‌السّلام) كه در آن هنگام مشغول نماز بود با انگشت كوچك دست راست خود به آن فقير اشاره كرد. او نزديك رفت و انگشتري را كه حضرت همواره در دست مي‌كرد از انگشت ايشان در آورد و رفت. اين صحنه در حضور و جلوي چشمان پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌وآله) انجام شد. پيامبر اكرم (صلي‌الله‌عليه‌وآله) سر به آسمان بلند نمود و عرض كرد:

بارالها، موسي از تو درخواست كرد و گفت:

"رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي و َيَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي و َاجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي هَارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي"

«پروردگارا سينه‌ام را گشاده گردان و كارم را برايم آسان ساز و گره از زبانم بگشاي، تا سخن مرا بفهمند و براي من وزيري از خاندانم قرار ده. برادرم هارون را، پشت مرا به وسيلۀ او استواري بخش و او را شريك كارم گردان و تو در قرآن ناطقت پاسخش را چنين دادي:

سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا أَنتُمَا وَمَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغَالِبُونَ

به زودي بازويت را به وسيلۀ برادرت محكم (و نيرومند) خواهيم كرد و براي شما سلطه و برتري قرار مي‌دهيم و به بركت آيات ما، بر شما دست نمي‌يابند. شما و پيروانتان پيروزيد

پروردگارا، من محمد، پيامبر و برگزيده تو هستم، سينه‌ام را گشاده كن و كارم را برايم آسان و از اهل بيتم، علي را وزيرم قرار بده و به اين وسيله پشتم را محكم كن گردان»

9-رد الشمس: در این واقعه، به‌دعای پیامبر اسلام(ص)، خورشید که در حال غروب بود، به عقب بازگشت تا حضرت علی(ع) نمازعصرش را بخواند. همچنین بنا به نقل شیخ مفید، در زمان حضرت علی(ع)، در یکی از جنگ‌ها تعدادی از لشکریان نماز عصرشان را نخوانده بودند که با دعای حضرت علی(ع) خورشید برگشت.

10-شجاعت امام علی(ع): امیرالمومنین(ع) در جمیع صفات نمونه بوده اند. اما شاید بتوان گفت یکی از صفات بارز ایشان که داستان های زیادی در مورد آن وجود دارد صفات شجاعت ایشان می باشد.

 در ماجراى جنگ ذات السلاسل که در سال هشتم هجرت رخ داده است سپاه اسلام به فرماندهى حضرت على(ع) به طور بسیار عجیبى بر دشمن پیروز شد و سوره عادیات در شإن شجاعت حضرت امام على(ع) نازل گردید. دلاورى، شهامت و صلابت امیرمومنان به قدرى چشمگیر و سرنوشت ساز بود که وقتى آن حضرت از میدان جنگ باز مى گشت، پیامبر(ص) به اتفاق همه مسلمانان، یک فرسخ بیرون از مدینه به استقبال على(ع) شتافتند. وقتى حضرت رسول(ص) با على(ع) ملاقات نمود با شور و شوق توصیف ناپذیرى پیشانى على(ع) را بوسید و در مورد اخلاص و شجاعت على(ع) فرمود: اى على, اگر من از آن ترس نداشتم که گروه هایى از مسلمانان درباره تو همان را بگویند که مسیحیان درباره عیسى(ع) مى گویند (که او پسر خداست) امروز سخنى در شإن و مقام بلند تو مى گفتم که به هیچ گروهى از مسلمانان نگذرى، مگر اینکه خاک زیر پایت را به عنوان تبرک بردارند.

این داستان ها تنها نمونه ای از فضایل امام علی(ع) می باشد. اما حقیقت این است که علاوه بر داستان های فراوانی که در فضایل امیرالمومنین علی بن ابیطالب(ع) احادیث و از آن بالاتر آیات فراوانی در برتری امام علی(ع) آمده شده است. علاوه بر اینکه اسناد تاریخی شیعه وسنی شاهدی بر این مدعاست، زنده ماندن نام علی (ع) پس از گذشت قرنها و با وجود دشمنی بسیار نسبت به ایشان خود گواهی بر فضیلت ایشان نسبت به دیگران می باشد. در دوران خلافت بنی امیه وبخصوص معاویه بسیار تلاش شد تا از امام علی(ع) چهره ای منفور طراحی کنند. صرف هزینه های زیاد از بیت المال و استفاده از قدرت وزور هم برای از بین بردن فضایل این امام همام و پاک نمودن احادیث در این زمینه از کتب تاریخی بجایی نرسید.

دسته بندی

برچسب‌ها