تولید محتوا با نگاهی طنزگونه به بحث جمعیت
بچهها هم مثل نان سنگک بودند؛ داغ، تازه، و همیشه در تعداد زیاد.
حالا اما بچه مثل آیفون شده؛ کمیاب، گران، و باید قسطی خرید!
ایران در کتاب رکوردهای جهانی جمعیت، یک صفحهی ویژه دارد:
از ۶/۵ بچه در هر خانه، رسیدهایم به ۱/۵ بچه.
یعنی اگر قدیم وارد یک خانه میشدی، بچهها مثل دانههای انار از همهجا میریختند بیرون؛
امروز اما وارد آپارتمان میشوی، یک بچه روی مبل نشسته، نیم بچه هم در تبلت گیر کرده!
پدر و مادرهای دهه شصت فکر میکردند بچه مثل کوپن است: «هرچه بیشتر بگیری، صف راحتتر میگذرد.»
بچهها هم مثل نان سنگک بودند؛ داغ، تازه، و همیشه در تعداد زیاد.
حالا اما بچه مثل آیفون شده؛ کمیاب، گران، و باید قسطی خرید!
آن روزها دولت با کوپن قند و برنج، غیرمستقیم میگفت: «بچه بیاورید، ما هستیم.»
امروز حتی یک بلیط سینما را هم رایگان نمیدهند، چه برسد به سهمیه بچه.
قانون «جوانی جمعیت» هم مثل یک بنر تبلیغاتی است که میگوید: «بچه بیاورید!»
ولی مردم زیر لب جواب میدهند: «باشه، اگر همراهش کوپن پوشک، وام بیدردسر، و یک خواب راحت هم بدهید!»
طنز ما همین است:
- نسل دیروز با کوپن بزرگ شد، نسل امروز با قسط کوچک میشود.
- خانههای قدیم شبیه کارگاه تولید بچه بودند، خانههای امروز شبیه موزه سکوت.
- قبلاً بچهها مثل چراغهای راهنمایی بودند: همیشه سه تا روشن. حالا مثل چراغ مطالعهاند: یکی روشن، یکی نیمهخاموش.
و نتیجه؟
جمعیت ایران از هیاهوی شش بچه در حیاط خاکی رسیده به سکوت یک و نیم بچه در آپارتمان ۷۰ متری؛
انگار کوپن بچه تمام شده و کسی یادش نیست دوباره شارژش کند!