تربیت دینی

بسیاری از مفاهیم و اهداف تربیت دینی، در روان شناسی غربی تعریف نشده است.
تربیت دینی فرزند

مگر کسی که روانشناسی غربی را تولید کرده، می فهمد که چرا باید دختر و پسر را به گونه ای تربیت کرد که هنگام روبرو شدن با یکدیگر حیای نگاه و حیای پوشش و حیای ارتباط را مراعات کنند؟ اصلاً از نگاه او، حیا چه معنایی دارد؟ شما با روش‌های موجود در این روانشناسی، چگونه می توانید دختر یا پسری با حیا تربیت کنید؟ حتی گاه در این روانشناسی، کنار گذاشتن حیای دینی، راهی برای به دست آوردن آرامش معرفی می‌شود.

در روانشناسی مادی گرا بُعد معنوی انسان و جهان، نادیده گرفته شده است. به همین دلیل، نمی‌تواند راه کار درستی برای حل مشکلات روانی ارائه دهد. از سوی دیگر، این روانشناسی نمی‌تواند راه کارهای دینی را در حل مشکلات تربیتی بفهمد.

یکی از خطرهای روان شناسی غربی که جامعه ما را تهدید می کند، آن است که مبانی غربی می تواند جای ارزش ها و ضد ارزش ها را در جامعه ما تغییر دهد. گاهی یک رفتار زشت در جامعه وجود دارد و جامعه هم آن را زشت می داند اما نمی داند چگونه با آن مبارزه کند در این شرایط، اگر کسی راه مبارزه با آن رفتار را پیدا کرد، در ارتباط با جامعه مشکل خاصی ندارد. مثلاً اعتیاد در جامعه ما، یکی از معضلات اساسی است. شاید هیچ پدر و مادری نباشد که اعتیاد را امر مطلوبی بداند همه، آن را زشت می دانیم و به دنبال راه چاره ای برای ریشه کن کردن آن از جامعه می گردیم اما ارتباط دختر و پسر در جامعه مانند اعتیاد نیست.

به قدری غربیها با مبانی مادی گرای همین روانشناسی و تبلیغ فرهنگ آن به وسیله رسانه‌ها، ارتباط دختر و پسر را عادی جلوه دادند که در حال حاضر، برخی، نه‌تنها ارتباط دوستانه دختر و پسر را بد نمی دانند؛ بلکه آن را خوب و حتی برای زندگی آینده جوانان و انتخاب صحیح همسر لازم و ضروری می دانند. در این جا دیگر به راحتی نمی شود با این مسئله، مبارزه کرد. از ابتدا تا انتهای روان شناسی مادی گرا، ردپایی از حدودی که دین در رابطه ارتباط بین دو نامحرم تعریف کرده وجود ندارد حتی گاهی به این حضور شرعی هم ایرادهای به قول خودشان علمی می‌گیرند به قدری درباره ضرورت ارتباط دختر و پسر پیش از ازدواج حرف زده شده که برخی از دانشجویان واقعا دچار تردید جدی شده‌اند و برخی هم باور کردند اگر دختر و پسر با جنس مخالف خود پیش از ازدواج ارتباط نداشته باشد نمی توانند انتخاب درستی کنند.

پیش از انتخاب همسر حتما باید جنس مخالف را شناخت و راه شناخت جنس مخالف هم ارتباط داشتن دختر و پسر باهم دیگر است این ارتباط هم نه تنها اشکالی ندارد بلکه لازم و ضروری است اینها همان حرف هایی است که به صورت حرف های ارزشی در میان جوانان ما پخش شده است. وقتی این مسئله عنوان کار خوب و ارزشی به خود گرفت و کار مخالف آن تبدیل به یک کار ضد ارزشی و نماد عقب ماندگی شد شما دیگر نمی توانید به این راحتی جامعه را از آن دور کنید؛ زیرا کسی که جامعه را از کاری که رنگ ارزش به خود گرفته و نماد پیشرفت محسوب می شود باز دارد دیگر دوست جامعه به شمار نمی آیند؛ بلکه مُهر دشمنی با مردم به پیشانی‌اش می خورد.

 

با وجود تمام انتقاد هایی که به مبانی و منابع روانشناسی غربی وجود دارد صادقانه باید گفت آنها در بیشتر مشکلات تربیتی وارد شده‌اند و با توجه به همان مبانی مادی خود پاسخ های کاربردی یافته و به مخاطبانشان عرضه می کنند آنها از تربیت یک کودک سالم تا بچه استثنایی مطالبی مفصل و کاربردی در سطوح مختلف نوشته اند. اما در حوزه تربیت دینی، ما چه اندازه توانسته ایم منابع عرضه کنیم که بتواند اقشار تاثیرگذار تربیتی را سیراب کند؟ کسانی که با بازار کتاب آشنایی اندکی دارند می‌داند که میان کتابهای تربیتی؛ کتابهای ترجمه شده روان شناسان غربی بخش قابل توجهی از بازار کتاب را به خود اختصاص داده است. تعداد کتاب‌هایی هم که به قلم نویسندگان ایرانی نوشته شده کم نیست اما مطالب بسیاری از آنها برگرفته از روانشناسی غربی است در این میان کتاب‌هایی هم هست که تربیت را بر اساس مبانی دینی تبیین کرده‌اند.

پاسخ به این پرسش ها می تواند خلاء موجود در عرصه منابع تربیتی را به خوبی نشان دهد که چند درصد از کتب تربیتی که در دسته سوم قرار دارند، کاربردی هستند و با توجه به نیازهای روز جامعه نوشته شده است؟ چه تعداد از این کتاب‌ها شبیه به هم هستند به عبارت دیگر آیا این کتاب ها توانسته اند به نیازهای مختلف جامعه پاسخ دهند یا اینکه همه با محتوایی شبیه به هم قلم هایی متفاوت، به نیازهایی مشابه و محدود، پاسخ داده‌اند؟ امروز به شدت نیازمند کتاب‌هایی در حوزه تربیت هستیم که دارای این ویژگی ها باشند:

 

اول: این که براساس مبانی و روش‌های تربیت دینی نوشته شده باشند.

 دوم: این که از موضوعات مختلف تربیتی که والدین امروز با آن دست و پنجه نرم می‌کنند غافل نشده باشند و به عبارت دیگر جامع باشند.

سوم: اینکه با قلمی روان نوشته شده، به زبان مردم باشند.

چهارم: اینکه کاربردی بوده و به مباحث نظری محض بسنده نکرده باشند.

به نظر می‌رسد امروز بازار کتاب های تربیتی، نیازمند حضور حداکثری کتاب‌هایی با این ویژگی ها است و فعالان حوزه تربیتی در این زمینه باید کاری بکند کارستان

پایان قسمت دوم

منبع: برگرفته از کتاب استاد عباسی ولدی

عباسی ولدی

 

دسته بندی